وقتی یک پرامپت مینویسید، سه رویکرد پایه در اختیار دارید: بدون مثال، با چند مثال، و زنجیرهٔ تفکر. هیچیک از این روشها بر دیگری برتری مطلق ندارد، بلکه هرکدام برای نوع خاصی از کار طراحی شدهاند. هنر کار در این است که بدانید در چه زمانی از کدام روش بهره بگیرید.
بدونِ مثال
در روش بدون مثال (zero-shot)، بدون ارائه هیچ نمونهای، صرفاً دستورالعمل خود را وارد میکنید و به دانش قبلی مدل متکی میشوید. این رویکرد، سادهترین و کمهزینهترین راهکار است که برای وظایف سرراست بهخوبی کارساز خواهد بود. اگر انجام کار با توضیحی واضح بهراحتی تبیینشدنی است، بهتر است کار خود را با همین روش آغاز کنید.
با چند مثال
در روش با چند مثال (few-shot)، چند نمونه از ورودی و خروجی مطلوب را در پرامپت قرار میدهید تا الگوی مدنظر را به مدل نشان دهید. این رویکرد زمانی ارزش پیدا میکند که:
- قوانین بهتنهایی قادر به انتقال الگو نیستند.
- ساختار خروجی پیچیده است و توصیف کلامی آن بهراحتی ممکن نیست.
- نیاز باشد سبک استدلال یا حالتهای مرزی خاص را بهجای توضیح دادن، به صورت عملی نشان داد.
در مقابل، در مواقعی که قوانینِ تعریفشده واضح و کافی هستند، یا نمونهها موجب جهتگیری و سوگیری مدل به سمت الگویی خاص میشوند، یا مدلهای پیشرفتهٔ امروزی میتوانند همان کار را بدون نیاز به مثال بهخوبی انجام دهند، باید از این روش چشمپوشی کرد.
با زنجیرهٔ تفکر
در روش زنجیرهٔ تفکر (Chain-of-Thought)، از مدل درخواست میکنید پیش از ارائه پاسخ نهایی، مراحل استدلال خود را گامبهگام بنویسد. این رویکرد برای مسائل چندمرحلهای بسیار کارآمد است:
- استدلالهای چندمرحلهای و استنتاجهای ریاضی یا منطقی.
- وظایفی که گامهای میانی در آنها از اهمیت بالایی برخوردارند.
- مواردی که میخواهید روند تفکر و استدلال مدل را بررسی کنید.
با این حال، برای کارهایی مانند دستهبندیهای ساده، انطباق الگو، یا وظایفی که مدل بدون این روش هم از عهده آنها برمیآید، استفاده از زنجیرهٔ تفکر تنها حجم خروجی را بدون ایجاد ارزش افزوده افزایش میدهد.
یک نکتهٔ مهمِ امروزی
یکی از یافتههای اخیر و درخور توجه این است که در مدلهای بسیار توانمند، مثالهای زنجیرهٔ تفکر بیشتر به تثبیت «قالب خروجی» کمک میکنند تا اینکه قدرت استدلال واقعی مدل را ارتقا دهند. به بیانی دیگر، در بسیاری از سناریوها، یک دستورالعمل واضح در قالب بدون مثال میتواند بهخوبیِ یک پرامپت پر از مثال — یا حتی بهتر از آن — عمل کند. این امر نشان میدهد پیش از شلوغ کردن پرامپت با نمونههای متعدد، ارزشمند است که ابتدا سادهترین نسخه را آزمایش کنید.
قاعدهٔ طلایی: ساده شروع کن
یک فرآیند تصمیمگیری ساده بدین شرح است: اگر کار سرراست است، با روش بدون مثال شروع کنید. اگر به قالب یا سبک خاصی در خروجی نیاز دارید، چند مثال اضافه کنید. در نهایت، اگر انجام وظیفه نیازمند استدلال یا توضیح است، زنجیرهٔ تفکر را به کار بگیرید. اصل راهنما همواره این است: کار را ساده آغاز کنید و تنها در صورت نیاز واقعی، به پیچیدگی آن بیفزایید. یک پرامپت خوب، کوتاهترین پرامپتی است که هدف را بهدرستی محقق سازد.